لطفاً کمی صبر کنید...

گفت و گویی با همسر شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی مرادی

از اخلاق تا شهادت / از قزوین تا دمشق

شناسه خبر: 75104 سرویس: ﯾﺎﺩﺩاﺷﺖ

” خودم بهشان کاغذ دادم و گفتم وصیتنامه‌تان را بنویسید “

در گفت و گویی که با همسر شهید حمید سیاهکالی مرادی داشتم

الان كه كنارتان نيستند ديدتان به دنيا و ايشان چگونه است؟با خاطراتش سعي مي‌كنم زندگي كنم.با اينكه شهادت براي خانم‌ها خيلي سخت و دست‌نيافتني است من هر قدمي كه در زندگي برداشتم خوشحال بودم و دعا مي‌كردم كه يك قدم به شهادت نزديك ‌‌شوم اما مي‌بينم همسرم از كنارم مي‌دويده و من حواسم به او نبود. دلم مي‌خواهد همانطور كه همسرم سعادتمند شد من هم سعادتمند شوم و راه و روشش را پيش بگيرم. اميدوارم بتوانم ترويج‌دهنده راه همسرم باشم. همسرم خيلي عالي بود. در دانشگاه يكي از دانشجويان اهل سنت بود و من به خانه آمدم و براي حميد گفتم كسي از اهل تسنن در دانشگاه است كه گرايش زيادي به شيعه دارد. همسرم چون مربي حلقه صالحين بود و مطالعات زيادي راجع ‌به اثبات ولايت فقيه داشت و كتاب‌هاي زيادي در اين رابطه خوانده بود كمك كرد تا تعدادي كتاب به آن دانشجو بدهم. سؤالات شخص را هم خودم جواب مي‌دادم و اگر بلد نبودم همسرم به من مي‌گفت. شكر خدا ايشان با كمك من و همسرم و كتاب‌ها شيعه شد و الان همسر اين خانم هم شيعه است و اميدوارم با كمك خدا ثبات بيشتري به تفكرات و انديشه‌ و گرايش‌هاي ايشان بدهد. من و همسرم كتاب الغدير و نهج‌البلاغه را به عنوان يادگاري به او و همسرش هديه داديم و اميدوارم برايشان راهگشا باشد.

 

آقا حميد ورزشكار هم بودند؟

بله، دان دو كاراته بود و مي‌‌خواست براي دان سه امتحان بدهد كه شهادت نصيبش شد. داور استاني هم بود. حميد كارشناسي ارشد نرم‌افزار خوانده بود و كارشناسي حسابداري هم داشت. آقا حميد دو كارشناسي داشت و نمره الف كلاس بود. درسش خيلي خوب بود. خودش هميشه مي‌گفت من سه شغل را خيلي دوست دارم كه خدا را شكر بهشان رسيدم؛ يكي روحانيت، معلمي و پاسداري كه الحمدالله به پاسداري رسيد. شغلش را خيلي دوست داشت. مي‌توانست در زمينه درسي‌اش كار كند ولي خيلي بیشتر پاسدار بودن را دوست داشت. اگر پاسدار هم نمي‌شد به سمت طلبگي و معلمي مي‌رفت.

 

با اين حساب هم از لحاظ معنوي و هم از لحاظ ورزشي كامل بود؟

حياي چشم ايشان خيلي خوب بود. هميشه مي‌گفت حضرت آقا مي‌فرمايد تلويزيون معيار حلال و حرام ما نيست و اگر سريال و فيلمي پخش مي‌شد و حجاب خانم‌ها خيلي مناسب نبود نگاه نمي‌كرد و به من هم مي‌گفت كه نگاه نكن و كانال را عوض مي‌كرد.

 

فرزندي هم داشتيد؟

خير، بچه‌اي نداريم.

 

1947453

 

شهيد در وصيتنامه‌شان به چه مواردي اشاره كرده‌اند؟

ايشان پنج‌شنبه صبح مي‌خواست برود. سه‌شنبه خودم بهشان كاغذ دادم و گفتم وصيتنامه‌تان را بنويسيد و خودم آن نگه‌مي‌دارم. يك برگه وصيتنامه عام نوشت كه براي كل جامعه بود و يك وصيتنامه هم براي پدر، مادر، من، خواهر و برادرش نوشت. در وصيتنامه عام توضيح داد رفتنشان كاملاً داوطلبانه است و براي احياي امر به معروف و نهي از منكر و حفظ حرمت و حريم عقيله بني‌هاشم حضرت زينب كبري به سوريه مي‌رود. به پيروي از ولايت فقيه خيلي تأكيد كرده و گفته آن چه كه اين بنده حقير تا كنون فهميده‌ام كج فهمي و بي‌بصيرتي انسان‌هايي است كه يا اهل‌بيت را درك نكرده‌اند يا اگر درك كرده‌اند آنها را در اين مسير كمك نكرده‌اند. پس چه بهتر پيرو ولايت باشيم. بدا به حال كساني كه ولايت دارند و ولايت‌پذير نيست. تا وقتي پيرو ولايت باشيم نوك پيكان ارتش و سپاه حضرت وليعصر(عج) هستيم. نوشته بود كه شرمنده‌ام يك جان بيشتر ندارم تا در راه امام زمان و رهبر فدا كنم. گفته بود اكنون كه برادران ما در جبهه سخت مشغول جهادند دلخوش به عقبه فرهنگي هستند. علاقه‌مند هستند جوانان آن را رعايت كنند و خواهران با حفظ حجاب در آن پيشگاه باشند. در وصيتنامه‌شان آورده بودند هيچ چيز بالاتر از حسن رفتار و حسن خلق نيست مخصوصاً در بين پاسداران. شعري را هم يك روز بعد از عاشورا گفت. گفت احساس مي‌كنم دلم مي‌خواهد شعر بگويم. رفت داخل اتاق و در را بست. روزي كه وصيتنامه‌اش را مي‌نوشت آن شعر را هم پايين وصيتنامه‌اش نوشت:

هميشه يادتان را من به هنگام نظربازي/ به رخسار علي جويم و اين است اوج طنازي/ هميشه با لبت ‌خندم و با چشمان تو مستم/ قسم خوردم به جان تو كه پاي رهبرم هستم.

من تا به حال نديده بودم براي شهادت شعر بگويد و شعرهايش براي امام حسين(ع) و امام زمان(عج) بود. البته بعد از نوشتن آن شعر وقتي دفتر شعرش را ديدم به تازگي چند شعر درباره شهادت نوشته بود.

 

در پايان اگر خاطره‌اي از شهيد داريد برايمان بگوييد.

هيچ‌وقت در اين سه سال نديدم حميد پايش را جلوي پدر و مادر خودش و من دراز كند يا با صداي بلند جلويشان صحبت كند. خيلي به اين جمله لقمان عمل مي‌كرد كه هر جا مي‌رويد چشم، زبان و شكم نگه داريد و به ياد ندارم جايي رفته باشد و اينها را رعايت نكرده باشد.

 

انتهای پیام/*

برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال خبرگزاری مردم در تلگرام شوید.
نظرات
در پاسخ نظر
برگزیده
پربیننده‌ترین‌ها